نیکانیکا، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

نیکا دختر بابا و مامان

خاطرات تولد من

1393/1/31 14:45
337 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

 

من بلد نیستم به زبون ادمای زمینی حرف بزنم برا بابا و مامانم میگم بعد اونا به زبون خودتون مینویسنش

ظهر ۱۹/۱۲/۱۳۹۲ از خواب بیدار شدم مثل همیشه شروع کردم به کنجکاوی و گشتو گذار تو خونه خودم یادم نبود که ناخونام بلند شدن بعد با ناخن زدم به کیسه خوابم ناگهان ضربان قلب مامانم بالا گرفتو شروع کرد به گریه کردن فهمیدم که دسته گل به اب دادم اخه قرار بود ۱/۱/۱۳۹۳ به دنیا بیام و ...

تو بیمارستان دکترا خیلی به بابام استرس دادن اما به لطف خدای مهربون من سالم به دست والدینم رسیدم

اینجوری شد که من شدم نیکا دختر خوب بابا و مامان خجالت

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

پسندها (5)

نظرات (2)

عمویی نیکا
5 اردیبهشت 93 12:54
بهتون تبریک میگم. انشاالله نیکا جون هرچه زودتر بزرگ بشه و خودش نظرات وبلاگش و تایید کنه. بزرگ بشه و همه خاطراتش و تو وبلاگش بخونه و عکسای بچه گیش و ببینه.
مامان فاطمه
27 خرداد 93 18:14
با کلی تاخیر قدم نینی مبارک باشه و همیشه زیر سایه پدر و مادرش شاد و خوشحال.... به ما هم سر بزنید